X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بی تو میمیرم....

عزیزکم کجا داری میمیری بی تو نمیخوام زنده باشم

چقدربا نامردی گفتی باید بری....

باید تنها بمونم....

الان دوشبه از اون شب گذشته اما من هنوز حالم خوب نی....

امروزنزدیک بود کارم به بیمارستان بکشه...

اون شب از ساعت12تا صبح به کوب گریه کردم حتی یه لحظه هم نخوابیدم صبح ساعت7که خواستم برم اماده شم برم دانشگاه چشام جایی رونمیدید پف کرده بودمامانم تعجب کرده بود چشامودید ترسید....

تو مترو تو تاکسی همش گریه کردم...

سرکلاس گریه....

بعد کلاس رفتیم طبقه5بادوتا ازدوستام اونقدرزار زدم زار زدم گریه کردم دوستام داشتن سکته میکردن دونفری بغلم کرده بودن هیچ کس از پسرا جرات وارد شدن نداشتن...

تامیومدن منومیدیدن سریع برمیگشتن....

تواون مدت هیچ کس حتی استادا وارداون طبقه نشدن از بس من حالم بد بود....

بعد اون کل دانشگاه شده بود سکوت فقط نیگاه میکردن ....

همه همدردی اما هیچ کس حرف نمیزد...

با کوچکترین حرف دوباره اشکام سرازیر میشد....

چقدر روز بدی بود.....

وقتی بهت زنگ زدم جواب ندادی داشتم میمردم تو ازمایشگاه سرم رومیز اماهیچ کس حتی استاد اجازه حرف نداشت چون من حالم  بدبود.....

وقتی بعد از7-8 بار زنگ برداشتی خواب بودی خیالم راحت شد.....

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چی بگم.......................

دوست دارم کاش بفهمی.....

تنهام نزار....

بی تو میمیرم....

خداوندا خودت پناه دل بی کسم باش....

پروردگارا خودت کمکش کن که همیشه شاد باشه وهیچ وقت غمگین نباشه....

پروردگارا خودت کمکش کن ازدواج کنه با یه دخترخوب و120سال زندگی کنه....

خدا جوووووووووووووووون بهم کمک کن تنهام نزار.....

نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1391ساعت | 10:42 ب.ظ توسط خسته | نظرات (4)