X
تبلیغات
چهره بلاگ

بی تو میمیرم....

عزیزکم کجا داری میمیری بی تو نمیخوام زنده باشم

هه ....

چقدر باحاله....

آخه تاحالا باخودت گفتی که شاید اینم یه صبری داره؟؟؟؟؟؟؟

یه بار شده حقم به من بدی؟؟؟

خودخواه ببین باهام چیکاراکردی....

الان شدی ادم خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الان من بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تا وقتی که خودت هم درگیر یه مسئله ای هستی که خوبه کسی تیکه نباید بهت بندازه اما وقتی نه هرچی میخوای میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چند بار تنهام گذاشتی؟؟؟؟؟؟؟؟

چندبار به خاطر اون منو نادیده گرفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کور شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چقدر تیکه بهم انداختی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هیچ وقت به خاطر کارایی که باهام کردی نمیخشمت هیچ وقت...

تو برام آرزوی بد کردی اما من برات بهترینارو خواستمو میخوام....

این واسه...

نوشته شده در پنج‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1392ساعت | 10:44 ب.ظ توسط خسته | نظرات (2)

سلام نامرد سلام بی وجدان خوبی؟؟؟؟؟؟

امروز رفتم بیرون بعد مدتها البته میرما اما امروز رفتم گردش همش به یاد تو بودم...

اه لعنتی چرادست از سرم برنمیداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ها؟؟؟؟؟؟؟؟

برو گمشو دیگه از فکرو خیالت دارم داغون میشم میفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتی باهات دردو دل کنم خب منم که حرفامو بهت زدم پس چرا خفه شدی؟؟؟؟؟؟

چرا مردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کثافت واسه تولدت کم گذاشتم که فراموشم کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یاروز مرد کم گذاشتم برات؟؟؟؟؟؟؟

نمردم که خوب شی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این همه برات مایه گذاشتم کجارفتی پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بدم میاد ازت بدم میاد....

لعنت به تو آشغااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال

کاش همینطورکه میگفتم بود واقعا

لعنت به این دل که حالیش نمیشه تو یه بیشعوری و الان رفتی ودیگه واسه من نیستی وسهم یکی دیگه شدی....

نمیدونم چرا نمیتونم ازت بدم بیادو دوست نداشته باشم.....

نمیدونم چرا هرکی میاد میگم نه .....من یکی دیگه بود اه که معیار سنجشم یه آدم بیشعوره که لیاقت محبتو نداشتو با نامردی رفت....

کاش حداقل اینطوری نمیرفتی....

تو که موقعیتو شرایطمنو میدونستی تو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوست دارم....

با اینکه الان جای تو یکی دیگه اومده با این که جامن یکی دیگه باهاته....

دوست دارم خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در پنج‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1392ساعت | 10:00 ب.ظ توسط خسته | نظرات (3)

میخوام بنویسم اما از چی؟؟؟؟؟؟؟

کلی غم دارم اما ایندفعه بخاطرغم دوری تو نیست ....

چند شب پیش با کسی که دوسم داره دعوام شد بخاطردیدگاه بد اون بود تو رختخوابم دراز کشیدمو گریه میکردموتوروصدامیکردم که کجایی بیای ببینی با خرس جونت چیکارمیکننن گریه میکردمو صدات میزدم اسم قشنگتو....

آخ که چه بده....

نمیدونی چقدر حالم بده درد دارم خیلی ایندفعه جسمی....

خیلی وقته که همش دکترم....

میگم دارم میمیرم اما نه دارم مجازات میشم....

بخاطرگناهام....

قبلا میگفتم خدا من چیکارکردم که الان داری اینطوری مجازاتم میکنی اما الان آخرگناهم خودمم خوب میدونم اما....

حالم خیلی بده خیلی ....

برام دعاکنید....

امام رضا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیاو خوبم کن مرگ من ....

دوست دارم خدا خیلی.....


نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1392ساعت | 01:21 ب.ظ توسط خسته | نظرات (2)

خداجون کمک کن خیلی میترسم...

کمکم کن اتفاقی نیوفتاده باشه تورو حسینت قسم میدم....

نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر‌ماه سال 1392ساعت | 11:50 ب.ظ توسط خسته | نظرات (1)

سلام....

دوباره اومدی....

اما اومدی که عذاب وجدانت کم شه که تا اخر عمرخودتو سرزنش نکنی اومدی که به حرفام گوش بدی وبری ......

حالم خیلی بده عکستو گذاشتم جلوم وبهت زل زدم ..........

باورت میشه چقدر این چند وقته مریض بودم........

سرم داره منفجرمیشه چشام نمیبینه....

بهترین من چرا رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونم برامن نبودی....

بیخیال حوصله تایپم ندارم....

نوشته شده در یکشنبه 2 تیر‌ماه سال 1392ساعت | 04:18 ب.ظ توسط خسته | نظرات (0)

  1    2    3    4    5    ...    11  >>