X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بی تو میمیرم....

عزیزکم کجا داری میمیری بی تو نمیخوام زنده باشم

الان پیش اونی؟؟؟؟؟؟اره  اونجایی...

قراربودباهم باشیم اما زنگیدی گفتی بااون ....

یادته چی گفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم خیلی خوشحال شدم خیلی...

امادروغ گفتم داشتم سکته میکردم....

اما تو مثل همیشه درست فهمیدی گفتی دروغ میگم اما من باخنده هام کاری کردم که تو شاد باشی....

یه چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟

فردا امتحان دارم هیچی هم نخوندم...

امروز هرکاری کردم نشد...

فقط اگه میگفتی میای باورت نمیشه مثل بلبل همه رو میگفتم اما.....

رفته بودم کتابخونه بادوستم اومدیم بیرون ناهار وقتی نشسته بودیم یه دفعه زدم زیر گریه...

حالا گریه نکن کی گریه کن...

تمام بدنم میلرزید دوستم بغلم کرده بود هی میگفت اروم باش....

یه کم ترسیده بود....

اشکش دراومد...

کلی دلداریم داد...

اون سیده گفت برام دعامیکنه....

شماهم دعا کنید....

نمیتونستم برم خونه حالم خوب نبودرفتیم نماز خوندم بعدش کلی حرف زدتا بخندونم اما....

یه اس برات فرستادم یادته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

((ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمیشنوندچه تلخ است قصه عادت))

اما گوشیت خاموش بود....

امادلم بیخیال دلم....

بعدش باابجیم رفتیم بهشت زهرا اخه پنج شنبه ....

باخدا یه تصمیمایی گرفتیم نمیدونم خوب یابد امیدوارم خوب باشه

وخدا کمکم کنه خدااااااااااااااااااااااااااادوست دارم کمکم کن....

نشسته بودم تو بهشت زهرا زنگیدی....

گفتی که گوشیتو دوست گرفت....

پرسیدی این اس چیه خواستم بگم حرف دلم اما گفتم یه اس متنی معمولی اما تو بازم باور نکردی

گفتی به هرکی دروغ بگم به تو نمیتونم....

داشتی میرفتی پیش اون....

دلم میخواست الان پیش من بودی اما...

کلی باهم حرفیدیم....

دیرت شده بود اما گفتی مهم نی...

کلی حرف زدم ونصیحت که دوسش داشته باشی که باهاش خوب رفتار کنی اما گوشت بدهکار نبود....

انگار نمیشنیدی....

بگذریم حالا هم که....

وای خداااااااااااااا دوستش دارم کمکش کن که همیشه شاد باشه.....

دوستش داشته باش دوستم داشته باش....

کمک خدا کمک که طاقت بیارم...

خداجونم دوست دارم تنهام نزارتنهاش نزار

نوشته شده در پنج‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1391ساعت | 11:07 ب.ظ توسط خسته | نظرات (2)